دلم آهسته میگرید
نمیدانم کدامین غم وجودش را چنیین آشفته کرد و رفت
ولی کن خوب میدانم
غمش آنگونه جانسوز است
که لب را طاقت گفتن نمی باشد
بنال ای دل وجودت را تهی گردان ز درد و غم
که این دنیا پر از عشق و غم و شادیست
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:24  توسط
|